تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ابر Azerbaijan
 

تبریز ویکی لینکلر

 
فولکلور ترانه های آذربایجان
نظرات |


فولکلور (به انگلیسی: Folklore) یا باور عامیانه را می‌توان مجموعه‌ای شامل افسانه‌ها، داستان‌ها، موسیقی، رقص، تاریخ شفاهی، ضرب‌المثل‌ها، هزلیات، باورهای عامه، رسوم دانست.فولکلور از دو کلمه انگلیسی فولک به معنی توده و لور به معنی دانش تشکیل شده است.

فولکلور را بیشتر در بررسی توده‌های عامی مردم می‌جوید معمولاً در میان اقوام قدیمی بجز قبایل وحشی نمونه‌هایی از فولکلور یافت می‌شود.واژه فولکلور را برای اولین بار ویلیام تامس عتیقه‌شناس انگلیسی در مقاله‌ای که موضوع آن بحث دربارهٔ دانش عامیانه و آداب و رسوم سنتی بود بیان داشت.این اصطلاح از نیم قرن پیش نیز در ایران و ادبیات آن راه یافته‌است و به‌تدریج این اصطلاح به‌معنی دانش عامیانه و دانستنی‌های تودهٔ مردم رواج یافت و «فرهنگ عامه»، «فرهنگ عامیانه»، «فرهنگ توده» و «فرهنگ مردم» نامیده شد.

آذربایجان منطقه وسیعی از فلات ایران و منطقه قفقاز جنوبی با قدمتی هزارن ساله و مردمانی فرهنگ و هنر و تمدن پرور ، پر است از ادبیات، صنعت و هنر، فرهنگ و اصالت و فولکلورهای ریشه دار که همگی نشان از فرهنگ بالای این سرزمین دارد.
فولکلورهای فرهنگی آذربایجان آنقدر زیاد است که نمیشود به همه شاخه ها و بخشهای آن پرداخت.
در این پست فقط تعدادی برگزیده از چند ترانه و شعر عامیانه فولکلور اشاره داریم...

آذربایجان

عاشیق





اشاره به برخی ترانه های معروف فولکلور آذربایجان




ساری گلین یعنی عروس زرد یا عروس موطلایی که در افسانه‌های آذربایجان اشاره به خورشید است، یکی از تصنیف‌های فولکلور آذربایجان است. براساس این افسانه،خورشید در سه هزارمین سال خلقت دزدیده می شود. تلاش برای آزادی خورشید و حسرت آن در موسیقی آذربایجانی ماتریالیزه شده است. برای ساری گلین در آذربایجان رقص زیبایی وجود دارد که حرکات آن حس تمنا و خواستن را در انسان زنده می کند. دستها به سمت آسمان باز می شود و با ملودی نرم ۴/۳ حرکات پا و دست انجام می شود.

یافته های باستان شناختی در سال ۱۳۷۶ از منطقه سؤنگؤن در شهرستان ورزقان، استان آذربایجان شرقی، قدمت این رقص باستانی را به هزاره های قبل از میلاد می برد. بنا به تفسیر محقق برجسته اساطیر و هنر آذربایجان، میرعلی سیدسلامت، این رقص مراسم آزاد کردن خورشید از اسارت است (سیدسلامت ۱۳۸۲). همچنانکه در تصویر سنگ نگاره دیده می شود، انسانی در سمت چپ دستی بر شانه به نشانه ایثار و اهریمنی در سمت راست خورشید اسیر را در دست دارد. رقص ساری گلین، رقص مبارزه برای رهایی خورشیدی است که اهریمن آن را به اسارت برده است. انسانی که برای رهایی آن آمده، چنان شیفته خورشید است که حاضر به فدای جان خویش در راه رهایی آن است.

هنر آذربایجان در انواع خود این اندیشه رهایی بخشی به دیگری را بازنمود می سازد: هنر صخره ای با نگاره رقص ساری گلین، هنر موسیقی با آهنگ ساری گلین، هنر رقص با رقص ساری گلین، هنر گلیم بافی با طرح های خورشید اسیر.

بنابراین می توان گفت هنر آذربایجان، هنر رهایی بخش است. آزادی نتیجه این هنر رهایی بخش است. آزادیی که خود مبنای کنش هنری است. ترانه ای مردمی که بر ساکنین منطقه آذربایجان تداعی گر هنر رهایی بخشی است که از ایثار به رهایی می انجامد.

آهنگ و موسیقی ساری گلین سالهای سال سینه به سینه به ما رسیده و ساری گلین از تصنیف های فولکولور آذربایجان محسوب می شود. خواننده های بسیاری این آهنگ و شعر را خوانده اند و به آن افتخار می کنند، از آن جمله می توان به قدیر رستمف اشاره کرد.



آهنگ ساری گلین سامی یوسف
[http://www.aparat.com/v/lUH92]


ساچین اوجون هؤرمزلر، گولو سولو (قونچا) درمزلر ... ساری گلین
بوسئودا نه سئودادیر؟ سنی منه وئرمزلر ...
نئیلیم آمان، آمان ... نئیلیم آمان، آمان ... ساری گلین

بو دره نین اوزونو، چوبان قایتار قوزونو ... قوزونو ...
نة اوْلا بیر گون گؤرم، نازلی یاریمین، اوزونو ...
نئیلیم آمان، آمان ... نئیلیم آمان، آمان ... ساری گلین

عاشیق ائللر آیریسی، شانا تئللر آیریسی ... ساری گلین
بیر گونونه دؤزمزدیم، اوْلدوم ایللر آیریسی ...
نئیلیم آمان، آمان ... نئیلیم آمان، آمان ... ساری گلین

********************************************
ترجمه فارسی ساری گلین
سر گیسوها را نمی بافند
غنچه گل را نمی چینند
این چه حکمتی است
که تورا به من نمی دهند
*ای چوپان گوسفندها را در طول دره
باز گردان ای خورشید من
چه می شود روزی من صورت یارم را ببینم
چه کار کنم ساری گلین *
عاشقی را که از معشوقش جدا کنند
مثل این است که با شانه موها را از فرق باز کنند
من که نمی توانستم یک روز دوری یارم را تحمل کنم
سال ها از او دور ماندم
چه کار کنم ساری گلین


ساری گلین



آراز آراز خان
این موزیک به یاد صمد بهرنگی شاعر و نویسنده آذربایجانی، که به دست رژیم شاهنشاهی در رود آراز یا ارس غرق شده است، خوانده شده است.

 

آراز آراز خان آراز

آراز آراز خــــــــان آراز ســولطـــان آراز خـــان آراز

سنـی گـوروم یـانـاســان ائل دردینی قــــــان آراز


آراز سنـدن کیـم گئشـدی کیم غرق اولدی کیم گئشـدی

فلــک گــل ثابیــت ایلــــه هانسی گونوم خوش گئشدی

هارایلار آی هارایلار هر اولدوزلار هر آیلار

دریادا بیر گول بیتیپ سوسوزونان هارایلار

صمـد گلیــر گولــه گولــه دوشونده بـاخ قیــزل گــولــه

هــر الینــده دورد کیتــاب دونــدردی بیـزیـــم دیلـــه

آراز آراز خــــــــان آراز ســولطـــان آراز خـــان آراز

سنـی گـوروم یـانـاســان ائل دردینی قــــــان آراز


آهنگ آذربایجانی آراز خان برای صمد بهرنگی Araz Xan
[http://www.aparat.com/v/3yJ1h]


آراز خان







داشلی قالا از ترانه های فولکوریک شاد ترکی آذربایجانی می باشد که توسط خواننده های زیادی باز خوانی شده است.

 

بو قــــالا داشلی قــــالا

بولاق بــاشی تؤز اولار   ...  اوستو دولو قیــــز اولار !

ائیل دستمــالین گؤتور  ...   من گؤتورسم سؤز اولار !!!

( سر چشمه پر از غبار است و و دخترها آنجا جمع می شوند ...

خم شو و خودت دستمالت را بردار که اگر من بردارم حرف درست می شود !!!)

***

بو قـــــالا داشلی قـــــالا ...  چینقیل لی داشلی قالا !

قؤرخورام یــــــار گلمه یه  ...  گـــؤزلریم یاشلی قــــالا !!!

بو قـــــالا داشلی قـــــالا ...  هر یــــــانی داشلی قالا !

قؤرخورام یــــــار گئج گله ...  گـــؤزلریم یاشلی قــــالا !!!

( این قلعه ، قلعه ی سنگی است و پر از سنگلاخ و شن و ماسه است ...

هراس دارم که یارم نیاید و چشم هایم اشک آلود بمانند !!!

این قلعه ، قلعه ی سنگی است و همه جایش سنگی است ...

و هراس دارم که یارم دیر بیاید و چشم هایم اشک آلود بمانند !!! )

 ***

داغلارا چم دوشنده  ...  بولبوله غم دوشنده !

روحیــــم بدنده اوینار  ...  یادیما سن دوشنده !!!

( زمانیکه به کوهها ، مه می افتد ... و دل بلبل غمگین می شود !

روح من در بدنم به رقص در می آید وقتی که تو به یادم می آیی !!! )


بو قالا داشلی قالا
[http://www.aparat.com/v/HQgIC]


قیزیل گول اؤلمایایدی  ...  سارالیب سؤلمایایدی !

بیر آیریلیـــق بیر اؤلوم ! ...  هئچ بیـری اؤلمایایدی !!!

( کاش گل سرخ وجود نداشت و زرد و پژمرده نمی شد !

و جدایی و مرگ ! هیچیک وجود نداشت !!! )

***

***

توت آغاجی دیلم هر گلنه ایلم  ...   یل دستمالین گوتور من اوزگه سی دیلم

بو قالا داشلی قالا جینقلی داشلی قالا ... قورخورام یار گلمیه گوزلریم یاشلی قالا

 

توت آغاجی بویونجا توت یمدیم دویونجا  ...  یاری خلوتده گوروب دانیشمادیم دویونجا

بو قالا داشلی قالا جینقلی داشلی قالا  ...   قورخورام یار گلمیه گوزلریم یاشلی قالا

 

گئدیردیم یواش یواش ایاغیما دیدی داش  ...   سندن منه یار اولماز گل اولاخ باجی قارداش

بو قالا داشلی قالا جینقلی داشلی قالا  ...   قورخورام یار گلمیه گوزلریم یاشلی قالا



داشلی قالا






سودان گلن سورمه ­لی قیز

( ای دختر سرمه کشیده که از [لب] آب می­آیی

ای دختر سرمه کشیده که از [لب] آب می­آیی )

***

چوخ اینجیدیر کوزه سنی

چوخ اینجیدیر کوزه سنی

( کوزه خیلی اذیتت می­کند

کوزه خیلی اذیتت می­کند )

***

ائله نازایله گلیرسن

آپاریرلار بیزه سنی

آخ* آپاریرلار بیزه سنی

( چنان با ناز می­آیی - یعنی با ناز زیاد می­آیی-

تو را به خانه ما می­برند

آخ تو را به خانه ما می­برند )

***

کوزه­نی الین­نن آلام

قولومو بوینونا سالام

قولومو بوینونا سالام

( کوزه را از دستت بگیرم

دستم را [دور] گردنت بیاندازم

دستم را [دور] گردنت بیاندازم )

***

گلسن سنی اؤزوم آلام

گلسن سنی اؤزوم آلام

( [اگر] بیایی تو را خودم می­گیرم

[اگر] بیایی تو را خودم می­گیرم )
آی بو گلـــــــن یارین اؤزودی

گؤزلری جیـــــــــــران گؤزودو

ترکی

آذربایجانی




آیریلیق یکی از ترانه‌های فولکلور و عامیانه آزربایجان به شمار می‌آید رجب ابراهیمی (فرهاد) که در روستای کورعباسلو از توابع اردبیل در آبان ماه ۱۳۱۴ از مادر زاده شد. پس از آشنایی با استاد سلیمی اشعار زیادی را نوشت . وی آیریلیق را در ۱۳۳۵ خورشیدی سرود .

آهنگ سازی سحرانگیز این شعر جاودانه را استاد علی سلیمی که متولد سال ۱۳۰۱ در باکو و در خانواده‌ای اردبیلی می باشد ، انجام داده است. وی تا ۱۶ سالگی در باکو می زیست و  پس از آن همراه خانواده‌اش به زادگاه پدرش، اردبیل بازگشت. در سال ۱۳۳۲ رهبر ارکستر آزربایجانی رادیو ایران شد و در سال ۱۳۳۸ با همکارش، فاطمه قنادی (وارتوش) ازدواج کرد. درسال ۱۳۴۲ ارکستر آزربایجانی رادیو ایران منحل شد ولی علی سلیمی به آهنگ‌سازی ادامه داد. تندیس استاد سلیمی  به عنوان «آهنگساز برجسته شرق» در یونسکو نصب شده‌است. آیریلق اولین بار  با  اجرای خانم فاطمه قنادی (همسر استاد سلیمی) از رادیو تبریز پخش گردید و با اجرای رشید بهبودف در باکو شهرت جهانی پیدا کرد. و بعدها لطف یار ایمانوف و گوگوش (آلبوم: نیمه گمشده من) هم آن را اجرا کردند.


آهنگ قدیمی آیریلیق
[http://www.aparat.com/v/Lc1dA]



 " آیریلیق "

فیکریندن گئجه لر یاتا بیلمیرم
بو فیکری باشیمدان آتا بیلمیرم
دئییرم چون سنه چاتا بیلمیرم
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

***

اوزوندور هیجرینده قارا گئجه لر
بیلمیرم من گئدیم هارا گئجه لر
ووروبدور قلبیمه یارا گئجه لر
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

***

یادیما دوشنده آلا گوزلرین
گویده اولدوزلاردان آلام خبرین
نئیله ییم کسیبدیر مندن نظرین
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

آیرلیق




لاله لر

یازین اولینده گنجه چولونده

چیخیبدی گنده دیزه لاله لر

یاغیشدان ایسلانان یاپراقلارینی

سریپلر دره یه دوزه لاله لر

 ***

خیالیمدان نه لر گلیب نه گچر

یاز گلر ائللره دورنالار گوچر

بولاغلار سماور آغ داشلار شکر

 بنزیر چمنده کوزه لاله لر

 ***

میلیم اوزونده کی کارا خالدادی

هیجرانین درمانی ایلک ویسالدادیر

نه واخدیر آشیقین گوزی یولدادیر

بیر گوناخ گله سیز بیزه لاله لر


رشید بهبودوف _ لاله لر
[http://www.aparat.com/v/BrxQ9]


ترجمه:

در روزهای اول بهار، در دشتهای شهر گنجه

 لاله ها دوباره تا زانوی آدم می رسند

 و برگهای خیس از باران شان را

 بر دره ها و دشت گسترانده اند، لاله ها ...

***

چه چیزهایی در خیالم می آیند و چه چیزهایی می گذرند

 بهار به سرزمین ما می آید و درناها کوچ می کنند

چشمه ها سماوراش باشند و سنگهای سفید شکر

 در میانِ چمن لاله ها به ذغال های سرخ شده می مانند، لاله ها...

***

میل من به آن خال سیاه صورت توست

 هم چنان که علاج هجران در نخستین وصال است

 از کی تا حالاست چشم من به راه است

 آه اگر روزی به خانه ی ما مهمان می شدید ای لاله ها... لاله ها... لاله ها...

لاله

 

" گوله بتین "



بو داغدا مارال گزر!

تئـــلینی دارار گزر!

من یاریما نئیله دیم آی گولوم/ آی گوزل! یار مندن کنار گزر!!!

داغـــلاردا چیــچک آی گوله بتین!

هامی دان گؤیچک آی گوله بتین!

دولــدور وئر ایچــک آی گوله بتین!

هئی ... هئی ... هئی ...


عــــزیزیم اود یاندیرماز!

یار سنی اود یاندیرماز!

ائله کی سن یاندیردین آی گولوم/ آی گوزل! هئچ وعده اود یاندیرماز!!!

داغـــلاردا چیــچک آی گوله بتین!

هامی دان گؤیچک آی گوله بتین!

دولــدور وئر ایچــک آی گوله بتین!

هئی ... هئی ... هئی ...

 

عـــــــــزیزیم گؤزلرینه!

سورمه چک گؤزلرینه!

اؤزوم اؤزونه قوربان آی گولوم/ آی گوزل! گؤزلریم گؤزلرینه!!!

داغـــلاردا چیــچک آی گوله بتین!

هامی دان گؤیچک آی گوله بتین!

دولــدور وئر ایچــک آی گوله بتین!

هئی ... هئی ... هئی ...

 

پــــــاپـــــــروزون یانا یانا!

اود دوشدو شیرین جانا!

قورخورام قویوب گئده م آی جئیران! قالاسان یانا یانا!!!

داغـــلاردا چیــچک آی گوله بتین!

هامی دان گؤیچک آی گوله بتین!

دولــدور وئر ایچــک آی گوله بتین!

هئی ... هئی ... هئی ...

شعر قدیمی ترکی





 “ آی بری باخ”


یکی از مشهورترین ملودی ها می باشد که تا حال اجرا شده است. به احتمال زیاد محل به وجود آمدنش آغدام می باشد. اما در دیگر مناطق مثل تبریز هم فراگیر شده است.

" آی بری باخ " رقصی مخصوصی هم دارد که اکثرا خانم ها اجرا کرده و یکی از رقص های قدیمی می باشد. در "شکی" بر حسب عادت این رقص را در لباس ملی قدیم اجرا می کردند. به نظر می رسد که این رقص در اوایل به صورت یاللی اجرا می شده است.

بر طبق گفته یکی از موسیقی دانان بزرگ شکی " عباد فتح‌اللهئو "، تطبیق ماهنی با رقص " آی بری باخ " در اوایل " شئشه‌بیگ " نامیده شده است. متن این ماهنی به صورت زیر بوده است:

پنجره‌دن داش گلیر، آی بری باخ بری باخ؛

خومار گؤزده‌ن یاش گلیر، آی بری باخ بری‌باخ؛

شئشه بگین قیزلاری، آی بری باخ بری باخ» و …

اما الان " آی بری باخ " را بیشتر به صورت ماهنی در مناطق مختلف آذربایجان می توان یافت و تقریبا اثری از رقص آن نمانده است.


 آهنگ ترکی بری باخ در کنسرت گروه ریحان
[http://www.aparat.com/v/Fsw2l]



متن آهنگ " آی بری باخ "

پنجره دن داش گلیر... آی بری باخ...  بری باخ...

خمار گوزدن یاش گلیر... آی بری باخ... بری باخ...

سنی منه ویرسلر... آی بری باخ... بری باخ...

ایللره ده خوش گلر... آی بری باخ... بری باخ...


بری باخ... آی بری باخ... بری باخ... آی بری باخ...

بری باخ... آی بری باخ... بری باخ...


پنجره نین میللری... آی بری باخ... بری باخ...

آچیب قیزیل گوللری... آی بری باخ... بری باخ...

اوغلانی یولدان ایلر... آی بری باخ... بری باخ...

قیزین شیرین دیللری... آی بری باخ... بری باخ...

 

بری باخ... آی بری باخ... بری باخ... آی بری باخ...

بری باخ... آی بری باخ... بری باخ...


بری باخ

 


" سکینه دای قیزی نای نای"


گیب گوللی تومانی، سکینه دای قیزی نای نای

سنه بیله دون آلیم نیلیم یار نیلیم یار

 

اوینویان بیله اوینار، گولوم نای نایی نای نای

اوینا بویون قوربانی نینیم یار نینیم یار

 

چرچی گلیب خرمنه، گولوم نای ناییم اوینا

بیر نامه گتیریب سنه نینیم یار نینیم یار

 

دور اوینا یارین گلسین، گولوم نای نایم اوینا

بیر دونوخ آلیم سنه نینیم یار نینیم یار

 

صاندوغ اوسته گوی کوزه، بالام نای نایم اوینا

گوی کوزه سویون سوزه نینیم یار نینیم یار

 

اوینویان بیله اوینار، بالام نای نایم اوینار

اوینا بویون قوربانی نینیم یار نینیم یار

آذری





ریحان


داغلار قیزی ریحان ریحان ریحان... پارلاق دان اولدوزی ریحان... ریحان...

عالم سنه حیران... حیران... حیران... عالم سنه حیران... حیران... حیران...

 

نه قشه سن آی قیز... گول چیچه سن آی قیز...

بیر دانه سن آی قیز... دوردانه سن آی قیز...

 

گوزلّر گوزلی ریحان... ریحان... سودامین ازلی ریحان... ریحان...

عالم سنه حیران... حیران... حیران... عالم سنه حیران... حیران... حیران...

 

نه قشه سن آی قیز... گول چیچه سن آی قیز...

بیر دانه سن آی قیز... دوردانه سن آی قیز...

 

زیل قارادیر گوزون ریحان... ریحان... بالدان شیرین سوزون ریحان... ریحان...

عالم سنه حیران... حیران... حیران... عالم سنه حیران... حیران... حیران...

 

نه قشه سن آی قیز... گول چیچه سن آی قیز...

بیر دانه سن آی قیز... دوردانه سن آی قیز...


آهنگ ترکی " ریحان " از علی خدایی
[http://www.aparat.com/v/t6BTJ]


ریحان


 


"  کوچه لره سو سپیشم "


 

کوچه لره سو سپمیشم

یار گلنده توز اولماسون

×××

ائله گلسین ائله گئتسین
آرامیزدا سوز اولماسون

×××

ساماوارا اوت سالمیشام

ایستیکانا قند سالمیشام

یاریم گئدیپ تک قالمیشام

×××

نه عزیز دیر یارین جانی

نه شیرین دیر یارین جانی

×××

کوچه لره سو سپ میشم

یار گلنده توز اولماسون

×××

ائله گلسین ائله گئتسین

آرامیزدا سوز اولماسون

××× 

پیاله لری رفده دیر

هربیری بیر طرفده دیر

یارم گدیب بیرهفته دیر

گورممیشم بیر هفته دیر

×××

نه عزیز دیر یارین جانی

نه شیرین دیر یارین جانی



رشیدبهبوداُف - كوچَه لَرَه سوسپمیشم
[http://www.aparat.com/v/0L6Hh]


ترجمه فارسی:

کوچه را آب و جارو کرده ام

تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد

×××

طوری بیاید و برود

که هیچ حرف و حدیثی در میان نماند

×××

سماور را آتش کرده ام

قند در استکان انداخته ام

یارم رفته و من تنها مانده ام

×××

چه قدر خاطر یار عزیز است

چه قدر خاطر یار شیرین است

×××

کوچه را آب و جارو کرده ام

تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد

×××

طوری بیاید و برود

که هیچ بگو مگو یی میان ما در نگیرد

×××

پیاله ها  رو طاقچه است

هرکدوم  یک طرفه (‌درهم وریخته)

یارم یه هفته است رفته

یه هفته اس ندیدمش

×××

چه قدر خاطر یار عزیز است

چه قدر خاطر یار شیرین است



کوچه



 

" آذربایجان مارالی "


آی قیز گزمه آرالـــــــی

کونلو م سندن یارالـــی (2)

گؤزلـــــــرینه حیرانام

آذربایجان  مارالــــــی (2)

سن بولاق اوسته گلنــده

قیقاجی باخیب گــولنده  (2)

آلدین   صبرو قــــراری

آذربایجان مارالـــــــی (2)

من قوربانام  گؤزلــــره

شیرین شیرین سؤزلـــره (2)

بیرقوناق گل بیزلــــره

آذربایجان مارالــــــــی (2)

اوگؤنه قوربان کسه ره م

گلمه سن سندن کؤسه ره م  (2)

گزه رم سندن آیــری

آذربایجان مـارالــــــــی(2)



آذربایجان مارالی - سخاوت ممد اف
[http://www.aparat.com/v/s57ib]

 
آذربایجان مارالی







قاراگیله (قره‌گیله) از معروف‌ترین ترانه‌های معاصری می‌باشد که وارد موسیقی فولکلور آذربایجان شده ، اکثر آذربایجانی‌ها حداقل چند بند از این ترانه را حفظ بوده و همواره آنرا زمزمه می کنند. از خوانندگان معروفی که این ترانه را اولین بار اجرا کرده می توان به خانم "ربابه مراداوا" اشاره کرد که با اجرایی فوق العاده لقب "قارا گیله" را از آن خود کرد.

در سال 1968 آهنگساز نابغه آذربایجان "مایسترو نیازی" موسیقی قاراگیله را برای سمفونی ساخت و این آهنگ را جاودانه نمود. نیازی دوران کودکی خود را در تبریز گذرانده بود و بعد‌ها هم چندین بار به تبریز سفر کرد. نیازی خوب می‌دانست که قارا گیله از جاودانه های موسیقی آذربایجان‌ جنوبی است. قارا گیله به خاطر اینکه از احساسات عاشقانه  بی‌پرده سخن می گفت در محیط های عمومی به ندرت اجرا می شد. بعد از سقوط حکومت ملی آذربایجان و ممنوعیت اجرای آهنگ‌های آذربایجانی ، قاراگیله همراه مهاجرینی که به آذربایجان شمالی رفته بودند در آن سوی آراز طنین انداز شد و با اجرای "شوکت علی اکبراوا" در رادیو باکو توسط امواج دوباره به سرزمین مادری بازگشت. البته امروزه نیز در ایران از پخش چنین ترانه‌هایی در رادیو و تلوزیون جلوگیری بعمل میاید، با اینکه موطن اصلی این آهنگ آذربایجان ایران و تبریز است در هر حال این جلوگیری هرگز باعث فراموشی قاراگیله نشد بطوری هنوز هم این ترانه در عروسی‌های آذربایجان از محبوب‌ترین‌هاست. قاراگیله را قالیبافان بر سر دار قالی با خود زمزمه کرده و نوای آهنگینش را بر تار و پود قالی می‌بافند.

متن کامل قاراگیله بعد از جنگ‌ جهانی دوم از طرف انتشارات "چمن آرا" ی تبریز و در قالب کتاب "تصنیف‌های آذربایجان" منتشر شد. بعد‌ها پرویز پرویزی در کتاب‌های "تصنیف‌های قفقاز و باکو" و "تصنیف‌های ترکی استانبولی" خود متن کامل این ترانه را به چاپ رساند، ولی هر دو کتاب به علت تیراژ محدود کمیاب بوده و در معدود کتابخانه‌ای پیدا می‌شوند. در سال 2001 ژورنالیست مشهور آذربایجانی "رافائل حسین اف" متن کامل قاراگیله را به نقل از کتاب "پرویز پرویزی" در کتاب "میللتین ذره‌سی" خود انتشار داد.

اگرچه قاراگیله برای عاشقان روایتگر عشق و عاشقی می باشد ولی برای هر مهاجر آذربایجانی درغربت تداعی بخش تبریز و آذربایجان است. مهاجرینی که تبریز را یار و عشق خود می دانند با شعر قارا گیله  از دوری وطن خود گر گرفته و آتش می گیرند. قارا گیله شنونده را هم می خنداند و هم به گریه وا می دارد و بی دلیل نیست که آن را در آذربایجان شمالی غمنامه‌ی مهاجرین می نامند.

قاراگیله مجازی از "جانم" ، "عشقم" ، "قلبم" است که متن کامل آن دارای 19 بند بوده و هر بند دارای دو قسمت مجزاست. قسمت اول هر بند دارای صداهای کشیده و قسمت دوم غالباً همراه با صداهای کوتاه می باشد.

قره یا قارا به معنی سیاه و گیله به معنی عدسی چشم و معنی اصلی عدسی سیاه (دارای مردمک سیاه) می‌باشد، عدسی مرکز عضو زیبای چشم می‌باشد و به همین دلیل در ترکی عمق زیبایی و عزیزی را نشان می‌دهد، اما از آنجایی که لغت مردمک سیاه در فارسی کمی غریب است از لغت چشمون سیاه به جای آن در ترجمه استفاده می‌شود.
در بعضی نقل‌ها در متن اختلافات جزئی وجود دارد و به جای قاراگیله، قاراگیله‌م (سیاه چشمونم یا سیاه چشمونِ من) استفاده میگردد.


 از ترانه فولکلور آذربایجان ، قارا گیله qaragile
[http://www.aparat.com/v/XS9HL]

 

" قاراگیله "

گلمیشم اوْتاغێنا اوْیادام سنی "قاراگیله" اوْیادام سنی
نه گؤزل خلق ائیله‌ییب، یارادان سنی "قاراگیله" یارادان سنی
گؤتۆرۆب من قاچێرێم آرادان سنی "قاراگیله" آرادان سنی

قێزێل‌گۆل اسدی
صبریمی کسدی
سیل گؤزۆن یاشێن
"قاراگیله"
آغلاما بسدی


تبریزین کۆچه‌لرین، دوْلان با دوْلان "قاراگیله" دۆلان با دوْلان
اگر منی سئومیرسن گئت آیرێ دوْلان "قاراگیله" گئت آیرێ دوْلان
نه منه قێز قحطدیر، نه سنه اوْغلان "قاراگیله" نه سنه اوْغلان
(نه سنه قێز قحطدیر، نه منه اوْغلان "قاراگیله" نه منه اوْغلان)

آغاج اوْلایدێم
یوْلدا دۇرایدێم
سن گله‌ن یوْلا
"قاراگیله"
کؤلگه سالایدێم

قاپێمێزێن قاباغێ سۇ گئچن آرخدێ "قاراگیله" سۇ گئچن آرخدێ
دۇرۇم چێخێم ائیوانا، یار گله‌ن واختدێ "قاراگیله" یار گئچه‌ن واختدێ
یارێملا سؤزۆم اوْلۇب، اوْوقاتێم تلخدی "قاراگیله" اوْوقاتێم تلخدی

دربند آرالێ
کؤنلۆم یارالێ
بیر یار سئومیشم
"قاراگیله"
تبریز مارالێ

***
ترجمه فارسی:


" چشمون سیاه "

آمدم به اتاقت بیدارت کنم "چشمون سیاه" بیدارت کنم
چه زیبا خلق کرده آفریننده تو را "چشمون سیاه" آفریننده تو را
تو را برمیدارم و فرار کنم از میان "چشمون سیاه" از میان

گل سرخ لرزید
صبرم را برید
اشک چشم‌هایت را پاک کن
"چشمون سیاه"
گریه نکن بس است

کوچه‌های تبریز را بگرد و بگرد "چشمون سیاه" بگرد و بگرد
اگر من را دوست نداری برو جدا بگرد "چشمون سیاه" برو جدا بگرد
نه برای من دختر قحط است و نه از برای تو پسر "چشمون سیاه" نه از برای تو پسر
(نه برای تو دختر قحط است و نه از برای من پسر "چشمون سیاه" نه از برای من پسر)

درخت می‌شدم
در راه می‌ایستادم
به راهی که یار می‌آید
"چشمون سیاه"
سایه می‌انداختم

جلوی در خانه‌مان جویِ آب روان است "چشمون سیاه" جویِ آب روان است
پاشم برم به ایوان، وقت گذر یار است "چشمون سیاه" وقت گذر یار است
با یارم حرفم شده اوقاتم تلخ است "چشمون سیاه" اوقاتم تلخ است

دربند عریض
دلم زخمی
عاشق یاری شدم-
"چشمون سیاه"
آهوی تبریز


قارا گیله




" جیران بالالار "


اوجا داغلار باشیندا، جیران بالالار... جیران بالالار...

جیرانین بالاسینی، اوخ چو یارالار... اوخ چو یارالار...

من یاردان آیریلسام، اغیار کام آلار... اغیار کام آلار...

 

آغاج اولایدیم... یولدا دورایدیم... سن گلن یولا... کولگه سالایدیم...

یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

 

وطنین صفالیدیر، باغدیر میشه دیر... باغدیر میشه دیر...

سوگیمین قلبی، صافدیر، سانکی شیشه دیر... سانکی شیشه دیر...

اوندان آیری یاشاماخ، چتین پیشه دیر... چتین پیشه دیر...

 

میز اوسته ناردی... درمدیم قالدی... اونا دیمرم... او یادیگاردی...

 

آغاج اولایدیم... یولدا دورایدیم... سن گلن یولا... کولگه سالایدیم...

یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

 

***

متن اصلاح شده و رایج

" جیران بالالار "

 

اوجا داغلار باشیندا، جیران بالالار... جیران بالالار...

جیرانین بالاسینی، اوخ چو یارالار... اوخ چو یارالار...

 

آغاج اولایدیم... یولدا دورایدیم... یار گلن یولا... کولگه سالایدیم...

یری یری... یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

یری یری... یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

 

اوریه توخوما سن، اوبیر شوشه دیر... او بیر شوشه دیر...

یاردان آیری یاشاماخ، چتین پیشه دیر... چتین پیشه دیر...

 

آغاج اولایدیم... یولدا دورایدیم... یار گلن یولا... کولگه سالایدیم...

یری یری... یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

یری یری... یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...


جیران


منبع استفاده شده ترانه های فولکلور ترکی آذربایجانی



لینک پست سارای
لینک پست عاشیق آذربایجان
لینک پست کوراوغلو
لینک پست دده قورقود




مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : فولکلور آذربایجان-فرهنگ ترکی-فرهنگ آذری-شعر ترکی-متن آهنگ آذری-آهنگ قدیمی آذربایجان-azerbaijan-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 24 شهریور 1396
زمان : 02:12 ق.ظ
عکس با لباس اصیل آذربایجان
نظرات |

جاذبه و زیبایی فرهنگ و لباس آذربایجان



بارها از لباس (پالتار) آذربایجان و آداب رسوم آذربایجان مطلب داشتیم و یکی از بهترین و زیباترین جاذبه های توریستی و فرهنگی ما لباس و تن پوش آذربایجانی است.
میتوان از این طریق شغلهای بسیاری هم ایجاد کرد از دوخت و فروش آن گرفته تا بعنوان سوغاتی و همین عکاسخانه استفاده کرد.
متاسفانه امروز لباس سنتی آذربایجان (عشایری - روستایی - رسمی - سنتی محلی - رقص و... ) فقط در برخی اجراها و مراسم خاص میبینیم ولی بین مردم دیگر مرسوم نیست!
بخود زحمت نمیدهیم حداقل برای کودکان خود یک دست لباس سنتی بخریم، در تولدها در جشنهای عروسی ، در اجراهای هنری فرهنگی و استقبال و خیلی موارد دیگر بکار گیریم.

بخود بیاییم که بهترین راه مقاومت در برابر تهاجم فرهنگی شرق و غرب ، ارزش نهادن به اصالتها و فرهنگ خود است.


Azerbaijani Dress/ costume / Paltar 

رقص و لباس سنتی آذربایجان - اورمیه
آذربایجانی

کودکان اورمیه ای
رقص




تصاویر عکاسخانه لباس سنتی تبریز

عکاسخانه

دخترانه

بچه گانه

چه زیبا بود اگر برای کودکان خود لباس سنتی آذربایجان میخریدم و برای همیشه یادگاری نگه میداشت

آذربایجانی

کودک و نوجوان

لباس


لباس آذربایجانی یا لباس ملی آذربایجانی‌ها (به ترکی آذربایجانی: Azərbaycan milli geyimləri) لباس سنتی آذربایجانی که از فرایندهای طولانی فرهنگ، دین و... مردمان آذربایجانی پدید آمده‌است. و از نشانه‌های خاص اهالی آذربایجانی می‌باشد. لباس آذربایجانی نشان‌دهندهٔ ویژگی‌های هنری، تاریخی، قومی و خلاقیت‌هایی است که در داخل لباس منعکس می‌شود. لباس اصیل آذربایجانی نشان‌دهندهٔ وضعیت تاهل و سن می‌باشد که رقص آذربایجانی با لباس آذربایجانی به اجرا درمی‌آید. از قرن بیستم به بعد، لباس آذربایجانی در شهرها کاربرد خود را از دست داده و حالت مدرنیته به خود گرفته است؛ ولی عموماً در مناطق عشایری و روستایی و مناطقی که اهالی آذربایجانی سکونت دارند، به مانند سابق کارکرد خود را حفظ کرده‌است.


آذری

مردانه

مردان آذربایجان با لباس اصیل ، بسیار جذاب و با ابهت ترند...
لباس

پسران

زنان تُرک آذربایجان یکی از شناخته شده ترین این اقوام هستند که پوشاک متفاوتی با دیگر نقاط ایران داشته و نوع پوشش آنان مظهر و نمادی از جامعه و فرهنگ و نماینده ای از اسطوره‌ها و تاریخ پیشینیانشان است.

 لباس پوشیدن در فرهنگ ترک‌ها، تنها لباس ساده پوشیدن نیست، بلکه گویای هزار نکته از تاریخ و فرهنگ دیرین مردمان این منطقه است.

لباس ترک‌ها با انتخاب رنگ و نقوش روی پارچه و تزیین آن با منجوق‌های رنگارنگ، حاشیه دوزی، گلابتون یا چین‌های زیبا و یا دوختن سکه، همه و همه معرف زبان، شخصیت و منزلت اجتماعی مردمان این منطقه است. پوشاک اینان، نشان دهنده ویژگی‌های هنری، تاریخی، قومی و خلاقیت‌هایی است که در درونشان منعکس شده و حتی معرف وضعیت تأهل و سن زنان این استان است.

 در آذربایجان لباس‌ها علاوه بر تزئینات و تکنیک دوختشان، با پارچه‌های به کار رفته نیز خود را نمایان می‌سازند. فراوانی و ارزانی مواد خام در این سرزمین کهن، موجب شده است تا پارچه بافی با پشم و ابریشم توسعه فراوانی داشته باشد.

در آذربایجان، پارچه‌هایی همانند ساتن، تافتا، ترمه، موسلین و مخمل، مهم‌ترین پارچه‌ها هستند. زنان این خطه بیش تر به تهیهٔ لباس‌هایی از جنس ابریشم، ترمه یا مخمل علاقه مند بوده و مردانشان اغلب از پارچه‌های پشمی لباس بر تن می‌کنند. هر دو جنس در لباس زیر بیش تر از پارچه‌های پنبه ای بهره می‌برند؛ اما ثروت مندان حتی در لباس زیر نیز ابریشم استفاده می‌کنند.



زن زیبا

بانوان

فرش

بانوی تبریزی

لباس دختران جوان از رنگ‌های زنده و شاد بوده و زیورآلاتی به آن دوخته شده است، ولی زنان سال مند در نوع پوشش خود از لباس‌هایی با رنگ‌های ملایم و تزئینات بسیار کمی بهره می‌بردند.

 لباس‌های کودکان آذربایجانی از نظر فرم به انواع بزرگ تر شباهت داشته، تنها از نظر اندازه با آن‌ها تفاوت دارند. مخمل برش خورده، پارچه‌های زرکش و پارچه‌های جناغی پشمی راه راه، نشانه ‌ تن پوش‌های مرغوب تر است، که همگی با نوارهای تزئینی و اغلب با توری‌های طلا و نقره در سرآستین‌ها تزئین می‌شوند.

مخمل هنوز هم برای بافت نیم تنه‌ها مورد پسند عامه است. با وجود این لورکس و سایر ابریشم‌های مصنوعی، جای پارچه‌های زربفت و ساتن را گرفته است.


پوشاک مردان آذربایجان نیز همانند دیگر نقاط ایران شامل: کوینک (پیراهن) سفید آستین دار با یقه ای گرد یا آخوندی می‌شد. یکی از تن پوش‌های مردان همان کت‌های بلند دوره قاجار بود که در زبان ترکی محلی (آرخالیق یا بؤزمَلی دُن) نامیده می‌شد.

در گذشته کفش معمولی مردان نیز از گالش و چاروق بود که نوع دوم از پوست احشامی مانند گاو میش تهیه می‌شد. بعدها به مرور ایام کفش‌های فعلی و امروزی جایگزین آن‌ها شد. با آغاز حکومت پهلوی، به تدریج این روند برچیده شده و لباس‌های سنتی جای خود را به کت و شلوار و پیراهن‌های امروزی داد. همچنین علاوه بر سرپوش‌هایی مانند عرقچین و یؤن بورک (کلاهی از جنس الیاف پشم گوسفند) استفاده از کلاه‌های لبه دار نیز در بین مردان معمول شد.


تبریز

آذربایجان

زوج ترکیه ای در تبریز و عکس هنری با لباس آذربایجان

ازدواج

پروفسور ژاپنی با لباس آذربایجانی در خانه حیدرزاده تبریز - نوروز 96
ژاپنی

با اصالت آذربایجان همه شاد خواهند بود...
سنتی





مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : آذربایجان-لباس سنتی-عکس سلفی-ژورنال لباس-پالتار-azerbaijan-فرهنگ آذربایجان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1396
زمان : 11:58 ب.ظ
Richard I'Anson and trip to Tabriz
نظرات |


Taken on tour of Iran and Tabriz city , Armenia & Georgia with travel photographer Richard I'Anson (Travel Photographer; Author of Lonely Planet's Guide to Travel Photography; Photo Tour Leader; World Nomads Mentor; Canon Master Australia - Melbourne)
2017


Richard I'Anson

tabriz 2018

The Blue Mosque
blue mosque

mosque

سرامیک

rug

village of Kandovan, Iran
kandovan

travel to iran

Municipality building and Time Square in Tabriz

time

the bazaar in Tabriz
bazaar

tabriz bazar

azarbaijan

Workshops in the carpet section of bazaar in Tabriz

tebriz

iran

tourist

photographer


 Poets Tomb (Maqbaratol Shoara) in Tabriz
tabriz

trip

tour

Egoli Garden of Tabriz
tabriz

elgoli

tabriz

Seyed Hamzeh Shrine
shrine



Other tourist photographers in Tabriz - 2017


توریست

German Tourist in Qajar Museum , Tabriz
tour



Senjamin Ben - from switzerland

Nobar Bath and Restaurant in Tabriz
bath

Baqlava of Tabriz
baqlava

sleep



Links of English Tabriz WikiLinks



مرتبط با : English Tabriz WikiLinks
برچسب ها : travel-trip to iran-mustseeiran-tabriz-azerbaijan-تبریز-Tour Leader-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1396
زمان : 11:58 ب.ظ
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 73 (شهرک زعفرانیه تبریز)
:: حكیم ملا محمد فضولی
:: عکس با لباس اصیل آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 72 ( سفر به زنوز و زیبایی های آن )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی
:: توریسم و اهمیت آن برای اقتصاد شهر
:: Richard I'Anson and trip to Tabriz
:: جشنواره قیزیل گول یا گل محمدی آذربایجان
:: اردبیل و تماشای تاریخ و طبیعت
:: رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی
:: پیاده محوری لازمه شهر تاریخی توریستی تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 68 ( غذاهای کدبانوی آذربایجان )
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند




( تعداد کل صفحات: 9 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ